سیزدهم شهریور ماه، روز بزرگداشت استاد ابوریحان بیرونی

سیزدهم شهریور ماه، روز بزرگداشت استاد ابوریحان بیرونی

سیزدهم شهریور ماه، روز بزرگداشت استاد ابوریحان بیرونی

سیزدهم شهریور ماه، روز بزرگداشت یکی از مفاخر ایران‌زمین، استاد ابوریحان بیرونی، است. همان حکیمِ ذوفنون و دانشمند بزرگی که در شاخه‌های گوناگون دانش، از نجوم، ریاضی و جغرافیا گرفته تا تاریخ، جواهرشناسی، گیاه‌شناسی، جامعه‌شناسی، مذهب‌شناسی و دین‌پژوهی استاد و سرآمد بود؛ همو که جویندۀ دانش بودنش تا آن دم که در بستر مرگ افتاده بود، حکایتی است زبانزد.
استاد ابوریحان در حدود هفتاد و هشت سال در این سرای دنیا زیست؛ در سوم ذی‌الحجّه ۳۶۲ در خوارزم به دنیا آمد و در شب دوم ماه رجب سال ۴۴۰ در غزنه وفات کرد. وی افزون بر زبان فارسی، به عربی، عبری، سریانی و سانسکریت و به‌احتمال یونانی، نیز مسلّط بود و بسیاری از منابع دسته‌اولِ کارهای تحقیقی خویش را به مددِ همین چندزبان‌دانی‌اش، از آثار دسته‌اول و اصیلِ زبان‌های یادشده یافته بود.

مهم‌ترین کتاب‌های موجود از ابوریحان بیرونی:
۱. آثار الباقیه عن القرون الخالیه (درباره دانش گاه‌شناسیِ مللِ گوناگون نوشته است. وی در این اثر شرح و یادکرد روزها و ماه‌ها و مناسبت‌های سور و سوگِ اقوام و ادیان مختلف را نگاشته است.)؛ ۲. تحقیق ماللهند (در آداب و رسوم و عادات اهل هندوستان که حاصل سفر ابوریحان بدان دیار است)؛ ۳. التفهیم لِاوائل صناعه التنجیم (کتابی است درباره مفاهیم مقدماتی نجوم که ابوریحان آن را به خواهش دختری به نام ریحانه بنت حسین نگاشته است.)؛ ۴. الجماهر فی معرفه الجواهر (اثری درباره سنگ‌ها و فلزهای قیمتی و وزن مخصوص آنها)؛ ۵. قانون مسعودی (دانش‌نامه‌ای است در علومِ نجوم و هیئت، جغرافیا و ریاضی)؛ ۶. الاستیعاب فی وجوه الممکنه فی صنعه الاصطرلاب (اثری است در نجوم و کارکرد و انواع اصطرلاب)؛ ۷. تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن (درباره تعیین مختصات جغرافیایی مناطق گوناگون به روش جغرافیای ریاضی (نجومی)؛ ۸؛ الصیدنه فی الطب (کتابی است جامع در گیاه‌شناسی و داروشناسی)؛ ۹. پاتانجلی (ترجمه‌ای است به عربی درباره عرفان و فلسفه هندی که استاد ابوریحان آن را از زبان هندی به دست داده است.)؛ ۱۰. راشیکات الهند (رساله‌ای است مختصر در حساب و تناسب)؛ و ۱۱. مقالید علم الهیئه (درباره مبحث مثلثات کروی)

دانشمندی ایرانی که حتی در لحظه مرگ در طلب علم بود
ابوریحان مریض بود به آن مرضی که از دنیا رفت. در حال احتضار بود. همسایه ای داشت که از فقها بود. وقتی دید که ابوریحان مریض است به عیادت او رفت. ابوریحان در بستر افتاده بود ولی هوشش بجا بود. تا چشمش به آن فقیه افتاد، یک مسئله ی فقهی را در باب ارث از او سؤال کرد (با اینکه ابوریحان در فقه تخصصی نداشته و در ریاضیات و جامعه شناسی و فلسفه تخصص داشته و نیز منجم فوق العاده ای بوده است) . مرد فقیه از او سؤال کرد که در این موقعیت چه وقت مسئله پرسیدن است؟ ! ابوریحان گفت: من می دانم که در حال احتضارم، ولی آیا بمیرم و بدانم بهتر است یا بمیرم و ندانم؟ بالاخره خواهم مرد، پس بدانم و بمیرم بهتر است. (خود دانش برای انسان یک کمالی است. ) آن فقیه جواب آن مسئله را داد و می گوید: هنوز به خانه ی خود نرسیده بودم که صدای گریه و ناله از منزل ابوریحان برخاست، گفتند ابوریحان وفات کرد.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج۲۱، ص: ۲۷۰